MamanMeshkat

متن مرتبط با «غدیر خم» در سایت MamanMeshkat نوشته شده است

غدیر

  • نیلوبلاگ

    تمام خونه رو چراغونی می کردی پول نو می گرفتی لباس و روسری سبز می پوشیدی می نشستی می امدن دیدنت سادات بودی خانم بودی عطر می زدی و لبخند من چه سر مست بودم عید غدیرا بهت افتخار می کردم پز می دادم مامانم ساداته حالا اما نیستی من موندمو یه مزار پر گل و گلاب و حسرب بوسیدنت حالا جات خیلی خالیه تو خونه خیلی تواین روز داغونم کاااااااش بودی...

    ادامه مطلب