شبهای قدر حال و هوای خانه علی ع
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 12:59
به کدامین صبر می شود بی تو زیست مادرنگران دلتنگــــــــــی هایم نباشاینجا اگر سیل هم بیاید هیچ ســـــــــــکوتی شکسته نمی شودو هیچ بغضــــــی،در فریاد نمی ترکداینجا به ظاهر آرام است و هیچ تلاطمی رودخانه را به هم نمــــی ریزدو هیچ صدایی گوش را نمی آزاردپسبیا و کنارم بنشین بی آنکه نگران دلتنگی هایم با...
در و دل با خدا
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 12:59
عمرم همه را تباه کردم چه کنم پرونده ی خود سیاه کردم چه کنم تو عفو کنی از کرمت، امّا من از اینکه تو را گناه کردم چه کنم رباعی با من همه جا رفیقِ راهی یارب از درد نگفته ام گواهی یارب من عبد ذلیل و تو خداوند جلیل از من آهی زتو نگاهی یارب رباعی بگذشته گناهم از شماره یارب جز عفو تو نیست راه چاره یارب من
ششم آذر
-
تاریخ: 1395/9/9 ساعت: 2:56
شد سه سال که ندارمت خیلی سخته نمی تونم حتی بگم ندارمت نمی تونم نبودنت رو ببینم چطوری زندگی کردم تو این سه سال چطور نفس کشیدم مامان نمی تونم چیزی بنویسم داغونم داغون
سومین
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 9:07
داریم نزدیک می شیم به سومین سالگرد سخت ترین روزها و لحظه ها رو می گذرونیم کسی چه میدونه از حال ما تنها خدا می دونه کاش بودی چقدر خوب بود اگر بودی
16 آبان
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 9:07
6 آذر نزدیکه لحظه بی مادری داره میشه سه سال که نیستی نیستی ببینی حال مارو امان از بی مادری هنوز صدات تو گوشمه هنوز کاش من می میردم به جای شما بذار ننویسم حالمو مادر
گفتن حسودی
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 4:02
اینقدر از مامانشون تعریف کردن من هیچی نگفتم اخرش گفتم زنده باشن ان شا الله مادر محترمتون ولی بالاخره مرگ حقه گفت تو حسودی از حسودیت اینو گفتی چون مادرت فوت شده مامان من زنده اس گفتی خوب بابا چون چرا جلو من می گی خوب من ناراحت می شو اما هیچی نگفتم که
پاییز
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 10:56
یه پاییز دیگه از راه رسید تا وقتی نرفته بودی پاییز رو هم مثل همه فصل ها دوست داشتم عاضق غروب پاییز بودم زیبا بود یاد اون اول مهر رایی می افتم که بیشتر از بچه مدرسه ای ها ذوق مدرسه داشتی دو سه ساعت مرخصی می گرفتی و می رفتی دم مدرسه ای که نزدیک اداره بود کیف می کردی با این کلاس اولی ها بعدشم بعد از ظه...
و پاییز
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 10:56
و پاییز برای من فصل رفتن توست رفتن کاش بودی مامان
عرفه
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 5:54
مامان خوشگلم عرفه جایی رفتم که همیشه با هم می رفتیم خیلی نزدیک بودی بهم حست می کردم خیلی خیی دلم برات تنگ شده کاش بودیم و این دعای قشنگ رو با هم می خوندیم روحت شاد
عید قربان
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 5:54
وقتی به نیابت از شکا مکه رفتم تو منی روز عید قربان دکتر رئیس کاروان به موبایلمxa0 زنگ زدنxa0 گفتن مامانتون حاجی شدن مبارک باشه اولین گوسفند رو به نیابت از ایشون قربونی کردم چه حالی شدم مادر به تمام پهنای صورتم اشک می ریختم به یاد اون لحظه افتادم به یاد حاج خانم شدنت عزیزم حاج خانم عیدت مبارک
غدیر
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 5:54
تمام خونه رو چراغونی می کردی پول نو می گرفتی لباس و روسری سبز می پوشیدی می نشستی می امدن دیدنت سادات بودی خانم بودی عطر می زدی و لبخند من چه سر مست بودم عید غدیرا بهت افتخار می کردم پز می دادم مامانم ساداته حالا اما نیستی من موندمو یه مزار پر گل و گلاب و حسرب بوسیدنت حالا جات خیلی خالیه تو خونه خیلی...
مرداد
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 0:16
به مردادی ترین گرما قسمxa0 بدجور دلتنگمxa0 شبیه گچ شده از دوری ات امید صباغ نو
سوم مرداد 973 روز که نیستی
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 0:15
هر چی می گذره سخت تر می شه هرچی میگذره این حالم بدتر میشه چی می گفتن مردم خاک سرده حوب می شی اروم میشی هنوزمxa0 لحظه هام بوی تو رو می ده مامان همه لحظه هام
1005
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 0:15
xa01005 روز بی تو سر شد روز شد شب شد صبحها ساعت ده یاد لحظه رفتنت غروب ها یاد لحظه رفتترفتی تنهایم گذاشتی منو با غم تنها گذاشتی چشام اشکه دلم خونه بی تو ..... xa0 رفتم دیدن کسی وقتی دیدمشون مثل روزهای اخر شما بود مامان براشون دعا کن دلم برات خیلی تنگه
9 شهریور
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 0:14
xa0بودنت برام همه چیز بود عشق صفا محبتxa0 همه چیزهایی که یه مادر می تونه به بچه اش بده که تو کامل ترین و بهترین و به من و خواهری دادی مامان امروز خیلی به هم ریختم خیلی ناراحتم همه اذیتم می کنن دیگه بعد تو هیچ کس منو خواهری رو دس نداره هیج کس خیلی بذه مامان کاش بودی سرمو می زاشتم روی پاهات ارئم موهام...
دیگه بر نمی گرده
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 0:13
چقدر سخت بود باور نیومدنت هر وقت میرم سر خاکت این جمله کذایی رو با خودم تکرار میکنم مامان دیگه بر نمیگرده xa0
اشوب
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 0:13
انگار باز ضربه کاری همیشگی تنم رو لرزوند تو نیستی و تو نخواهی اومد چقـــــــــــــدر سخته باور نبودنت و بالاتر از اون باور برنگشتنت ته دلم آشوبه ... ترس از نبودن تو ترس از برنگشتن تو ... انگار دریا دریا هم که اشک بریزم بــــــــــــاز تو برنخواهی گشت
می خوام
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 0:11
میخوام عطر تنت رو از زیر خروارها خاک حس کنم ...
کمک
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 0:11
مامانی هفته بدی داشتم خیلی استرس و نگرانی اما از دیروز خیلی بهم ریختم نگران کسی هستم که همه جونمه براش دعا کن دعا تو کارسازه کاشکی بودی
مامان مهربونم
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 23:54
xa0 مامان مهربونم