MamanMeshkat

متن مرتبط با «غدیر خم در نهج البلاغه» در سایت MamanMeshkat نوشته شده است

سومین در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    سومین در ادامه، هر آنچه باید درباره «سومین» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. MamanMeshkatدل نوشته هایمان برای مادرم سومین...

    ادامه مطلب
  • آنچه باید درباره شبهای قدر حال و هوای خانه علی ع بدانید

  • نیلوبلاگ

    شبهای قدر حال و هوای خانه علی ع در ادامه، هر آنچه باید درباره «شبهای قدر حال و هوای خانه علی ع» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. MamanMeshkatدل نوشته هایمان برای مادرم شبهای قدر   حال و هوای خانه علی ع...

    ادامه مطلب
  • افشای جزئیات در و دل با خدا

  • نیلوبلاگ

    در و دل با خدا در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «در و دل با خدا» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. عمرم همه را تباه کردم چه کنمپرونده ی خود سیاه کردم چه کنمتو عفو کنی از کرمت، امّا مناز اینکه تو را گناه کردم چه کنمرباعیبا من همه جا رفیقِ راهی یارباز درد نگفته ام گواهی یاربمن عبد ذلیل و تو خداوند جلیلاز من آهی ز...

    ادامه مطلب
  • شبهای قدر حال و هوای خانه علی ع

  • نیلوبلاگ

    بعد از رفتنتیا نه، از همان شب ضربت خوردنتغم و دلتنگی همه ی عالم را پوشاند.نه که بخواهم مبالغه کنم و متن را زیبا تر جلوه دهم.بلکه به راستی همه ی عالم را پوشاند.از حسنین بگیر که تا خبر را شنیدند سراسیمه به مسجد دویدند و هیچ چیز برایشان مهم نبود جز تو...تا زینب صبور که به راستی اگر صبور نبود کجا را تاب می آورد؟؟شهادت و پهلوی شکسته مادر بهشتیَش صبر نمیخواست؟؟یا ، به تماشا نشستن پاره پاره ی جگر سوخته ی برادر ارشدش ، در تشت خون؟؟یا ، صدای بلند یاری طلبیدن حسینش، با لب های به آب غریبه، بدون هیچ پاسخی؟؟یا تو؟؟ رفتن تو صبوری نمیخواست؟ صبری از معجزات خدا میخواست!که هیچ صبری پاسخگوی فقدان تو نیست. و زینب هم زیر خیمه ی غم و دلتنگی نشست.و کودکان یتیم هم که حتی نمیدانستند تو کدامین مرد خدا بودی که اطعام...

    ادامه مطلب
  • شبهای قدر حال و هوای خانه علی ع

  • نیلوبلاگ

    شبهای قدر حال و هوای خانه علی ع بعد از رفتنتیا نه، از همان شب ضربت خوردنتغم و دلتنگی همه ی عالم را پوشاند.نه که بخواهم مبالغه کنم و متن را زیبا تر جلوه دهم.بلکه به راستی همه ی عالم را پوشاند.از حسنین بگیر که تا خبر را شنیدند سراسیمه به مسجد دویدند و هیچ چیز برایشان مهم نبود جز تو...تا زینب صبور که به...

    ادامه مطلب
  • در و دل با خدا

  • نیلوبلاگ

    عمرم همه را تباه کردم چه کنم پرونده ی خود سیاه کردم چه کنم تو عفو کنی از کرمت، امّا من از اینکه تو را گناه کردم چه کنم رباعی با من همه جا رفیقِ راهی یارب از درد نگفته ام گواهی یارب من عبد ذلیل و تو خداوند جلیل از من آهی زتو نگاهی یارب رباعی بگذشته گناهم از شماره یارب جز عفو تو نیست راه چاره یارب من عبد فراری توام یا الله در باز کن آمدم دوباره یارب رباعی در کوی تو رنجِ ره نیاید به حساب جرم من روسیه...

    ادامه مطلب
  • شبهای قدر حال و هوای خانه علی ع

  • نیلوبلاگ

    به کدامین صبر می شود بی تو زیست مادرنگران دلتنگــــــــــی هایم نباشاینجا اگر سیل هم بیاید هیچ ســـــــــــکوتی شکسته نمی شودو هیچ بغضــــــی،در فریاد نمی ترکداینجا به ظاهر آرام است و هیچ تلاطمی رودخانه را به هم نمــــی ریزدو هیچ صدایی گوش را نمی آزاردپسبیا و کنارم بنشین بی آنکه نگران دلتنگی هایم باشی...

    ادامه مطلب
  • در و دل با خدا

  • نیلوبلاگ

    عمرم همه را تباه کردم چه کنم پرونده ی خود سیاه کردم چه کنم تو عفو کنی از کرمت، امّا من از اینکه تو را گناه کردم چه کنم رباعی با من همه جا رفیقِ راهی یارب از درد نگفته ام گواهی یارب من عبد ذلیل و تو خداوند جلیل از من آهی زتو نگاهی یارب رباعی بگذشته گناهم از شماره یارب جز عفو تو نیست راه چاره یارب من ...

    ادامه مطلب
  • غدیر

  • نیلوبلاگ

    تمام خونه رو چراغونی می کردی پول نو می گرفتی لباس و روسری سبز می پوشیدی می نشستی می امدن دیدنت سادات بودی خانم بودی عطر می زدی و لبخند من چه سر مست بودم عید غدیرا بهت افتخار می کردم پز می دادم مامانم ساداته حالا اما نیستی من موندمو یه مزار پر گل و گلاب و حسرب بوسیدنت حالا جات خیلی خالیه تو خونه خیلی تواین روز داغونم کاااااااش بودی...

    ادامه مطلب