MamanMeshkat

متن مرتبط با «پاییز و باران» در سایت MamanMeshkat نوشته شده است

جزئیات تازه از گفتن حسودی

  • نیلوبلاگ

    گفتن حسودی اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «گفتن حسودی» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. MamanMeshkatدل نوشته هایمان برای مادرم گفتن حسودی ...

    ادامه مطلب
  • سومین در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    سومین در ادامه، هر آنچه باید درباره «سومین» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. MamanMeshkatدل نوشته هایمان برای مادرم سومین...

    ادامه مطلب
  • ششم آذر؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    ششم آذر اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «ششم آذر» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. MamanMeshkatدل نوشته هایمان برای مادرم ششم آذر...

    ادامه مطلب
  • فریاد؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    فریاد اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «فریاد» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. MamanMeshkatدل نوشته هایمان برای مادرم فریاد...

    ادامه مطلب
  • آنچه باید درباره شبهای قدر حال و هوای خانه علی ع بدانید

  • نیلوبلاگ

    شبهای قدر حال و هوای خانه علی ع در ادامه، هر آنچه باید درباره «شبهای قدر حال و هوای خانه علی ع» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. MamanMeshkatدل نوشته هایمان برای مادرم شبهای قدر   حال و هوای خانه علی ع...

    ادامه مطلب
  • افشای جزئیات در و دل با خدا

  • نیلوبلاگ

    در و دل با خدا در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «در و دل با خدا» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. عمرم همه را تباه کردم چه کنمپرونده ی خود سیاه کردم چه کنمتو عفو کنی از کرمت، امّا مناز اینکه تو را گناه کردم چه کنمرباعیبا من همه جا رفیقِ راهی یارباز درد نگفته ام گواهی یاربمن عبد ذلیل و تو خداوند جلیلاز من آهی ز...

    ادامه مطلب
  • شبهای قدر حال و هوای خانه علی ع

  • نیلوبلاگ

    بعد از رفتنتیا نه، از همان شب ضربت خوردنتغم و دلتنگی همه ی عالم را پوشاند.نه که بخواهم مبالغه کنم و متن را زیبا تر جلوه دهم.بلکه به راستی همه ی عالم را پوشاند.از حسنین بگیر که تا خبر را شنیدند سراسیمه به مسجد دویدند و هیچ چیز برایشان مهم نبود جز تو...تا زینب صبور که به راستی اگر صبور نبود کجا را تاب می آورد؟؟شهادت و پهلوی شکسته مادر بهشتیَش صبر نمیخواست؟؟یا ، به تماشا نشستن پاره پاره ی جگر سوخته ی برادر ارشدش ، در تشت خون؟؟یا ، صدای بلند یاری طلبیدن حسینش، با لب های به آب غریبه، بدون هیچ پاسخی؟؟یا تو؟؟ رفتن تو صبوری نمیخواست؟ صبری از معجزات خدا میخواست!که هیچ صبری پاسخگوی فقدان تو نیست. و زینب هم زیر خیمه ی غم و دلتنگی نشست.و کودکان یتیم هم که حتی نمیدانستند تو کدامین مرد خدا بودی که اطعام...

    ادامه مطلب
  • و پاییز

  • نیلوبلاگ

    به کدامین صبر می شود بی تو زیست مادرنگران دلتنگــــــــــی هایم نباشاینجا اگر سیل هم بیاید هیچ ســـــــــــکوتی شکسته نمی شودو هیچ بغضــــــی،در فریاد نمی ترکداینجا به ظاهر آرام است و هیچ تلاطمی رودخانه را به هم نمــــی ریزدو هیچ صدایی گوش را نمی آزاردپسبیا و کنارم بنشین بی آنکه نگران دلتنگی هایم باشی...

    ادامه مطلب
  • گفتن حسودی

  • نیلوبلاگ

    گفتن حسودی اینقدر از مامانشون تعریف کردن من هیچی نگفتم اخرش گفتم زنده باشن ان شا الله مادر محترمتون ولی بالاخره مرگ حقه گفت تو حسودی از حسودیت اینو گفتی چون مادرت فوت شده مامان من زنده اس گفتی خوب بابا چون چرا جلو من می گی خوب من ناراحت می شو اما هیچی نگفتم که ...

    ادامه مطلب
  • شبهای قدر حال و هوای خانه علی ع

  • نیلوبلاگ

    شبهای قدر حال و هوای خانه علی ع بعد از رفتنتیا نه، از همان شب ضربت خوردنتغم و دلتنگی همه ی عالم را پوشاند.نه که بخواهم مبالغه کنم و متن را زیبا تر جلوه دهم.بلکه به راستی همه ی عالم را پوشاند.از حسنین بگیر که تا خبر را شنیدند سراسیمه به مسجد دویدند و هیچ چیز برایشان مهم نبود جز تو...تا زینب صبور که به...

    ادامه مطلب
  • در و دل با خدا

  • نیلوبلاگ

    عمرم همه را تباه کردم چه کنم پرونده ی خود سیاه کردم چه کنم تو عفو کنی از کرمت، امّا من از اینکه تو را گناه کردم چه کنم رباعی با من همه جا رفیقِ راهی یارب از درد نگفته ام گواهی یارب من عبد ذلیل و تو خداوند جلیل از من آهی زتو نگاهی یارب رباعی بگذشته گناهم از شماره یارب جز عفو تو نیست راه چاره یارب من عبد فراری توام یا الله در باز کن آمدم دوباره یارب رباعی در کوی تو رنجِ ره نیاید به حساب جرم من روسیه...

    ادامه مطلب
  • شبهای قدر حال و هوای خانه علی ع

  • نیلوبلاگ

    به کدامین صبر می شود بی تو زیست مادرنگران دلتنگــــــــــی هایم نباشاینجا اگر سیل هم بیاید هیچ ســـــــــــکوتی شکسته نمی شودو هیچ بغضــــــی،در فریاد نمی ترکداینجا به ظاهر آرام است و هیچ تلاطمی رودخانه را به هم نمــــی ریزدو هیچ صدایی گوش را نمی آزاردپسبیا و کنارم بنشین بی آنکه نگران دلتنگی هایم باشی...

    ادامه مطلب
  • در و دل با خدا

  • نیلوبلاگ

    عمرم همه را تباه کردم چه کنم پرونده ی خود سیاه کردم چه کنم تو عفو کنی از کرمت، امّا من از اینکه تو را گناه کردم چه کنم رباعی با من همه جا رفیقِ راهی یارب از درد نگفته ام گواهی یارب من عبد ذلیل و تو خداوند جلیل از من آهی زتو نگاهی یارب رباعی بگذشته گناهم از شماره یارب جز عفو تو نیست راه چاره یارب من ...

    ادامه مطلب
  • سومین

  • نیلوبلاگ

    داریم نزدیک می شیم به سومین سالگرد سخت ترین روزها و لحظه ها رو می گذرونیم کسی چه میدونه از حال ما تنها خدا می دونه کاش بودی چقدر خوب بود اگر بودی...

    ادامه مطلب
  • گفتن حسودی

  • نیلوبلاگ

    اینقدر از مامانشون تعریف کردن من هیچی نگفتم اخرش گفتم زنده باشن ان شا الله مادر محترمتون ولی بالاخره مرگ حقه گفت تو حسودی از حسودیت اینو گفتی چون مادرت فوت شده مامان من زنده اس گفتی خوب بابا چون چرا جلو من می گی خوب من ناراحت می شو اما هیچی نگفتم که...

    ادامه مطلب
  • پاییز

  • نیلوبلاگ

    یه پاییز دیگه از راه رسید تا وقتی نرفته بودی پاییز رو هم مثل همه فصل ها دوست داشتم عاضق غروب پاییز بودم زیبا بود یاد اون اول مهر رایی می افتم که بیشتر از بچه مدرسه ای ها ذوق مدرسه داشتی دو سه ساعت مرخصی می گرفتی و می رفتی دم مدرسه ای که نزدیک اداره بود کیف می کردی با این کلاس اولی ها بعدشم بعد از ظهر از تعریف می کردی چی دیدی و چی شنیدی قند تو دلت آب می شد نیازی نیست به مغزم فشار بیارم یاد روز اول مهر خودم افتادم گریه گریه که من مامانمو می خوام و پاهامو می کوبیدم زمین داد می زدم مامانمو می خوام اخرش هم نتونستم ارومم کنن و یه دفعه دیدم تو اومدی اصلا نرفته بو...

    ادامه مطلب
  • و پاییز

  • نیلوبلاگ

    و پاییز برای من فصل رفتن توست رفتن کاش بودی مامان...

    ادامه مطلب
  • سوم مرداد 973 روز که نیستی

  • نیلوبلاگ

    هر چی می گذره سخت تر می شه هرچی میگذره این حالم بدتر میشه چی می گفتن مردم خاک سرده حوب می شی اروم میشی هنوزم لحظه هام بوی تو رو می ده مامان همه لحظه هام...

    ادامه مطلب
  • 9 شهریور

  • نیلوبلاگ

    بودنت برام همه چیز بود عشق صفا محبت همه چیزهایی که یه مادر می تونه به بچه اش بده که تو کامل ترین و بهترین و به من و خواهری دادی مامان امروز خیلی به هم ریختم خیلی ناراحتم همه اذیتم می کنن دیگه بعد تو هیچ کس منو خواهری رو دس نداره هیج کس خیلی بذه مامان کاش بودی سرمو می زاشتم روی پاهات ارئم موهامو نوازش می کردی می گفتی اروم ذختر قشنگم مامان اینجا همه گرگن یه مهربون پیدا نمیشه یه ادم به تمام معنای ادم جز مزارت برام چی مونده قربونت برم ذیگه نمی تونم ببوسمت نمی تونم بتهات حرف بزنم نمی تونم ببینمت بوت کنم اخه چا رفتی کچا رفتی مامان با تمام وجود می خوامت با تما...

    ادامه مطلب
  • اشوب

  • نیلوبلاگ

    انگار باز ضربه کاری همیشگی تنم رو لرزوند تو نیستی و تو نخواهی اومد چقـــــــــــــدر سخته باور نبودنت و بالاتر از اون باور برنگشتنت ته دلم آشوبه ... ترس از نبودن تو ترس از برنگشتن تو ... انگار دریا دریا هم که اشک بریزم بــــــــــــاز تو برنخواهی گشت...

    ادامه مطلب